تبليغاتX

زیارت

زیارت

 اشنایی مختصر با امام جعفر صادق (ع)
امام جعفر صادق(ع)، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد شدند. كنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق است. پدر ارجمندشان امام باقر(ع) و مادرشان ام فروة نام داشتند.
 
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیت‌های پدرشان در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفادار و با بصیرت بودند. امام باقر(ع) در مناسبت‌های مختلف به امامت و ولایت فرزندشان جعفر صادق تصریح فرمودند و شیعیان را پس از خود به پیروی از او فرا می‌خواندند. از این روی احادیث زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق(ع) نقل شده اند.
 
امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرشان در سن 31 سالگی به امامت رسیدند. دوران امامتشان مصادف با اواخر حكومت امویان بود كه در سال 132 به عمر آن پایان داده و حكومت عباسیان آغاز شد.
 
دوران امام جعفر صادق(ع) در میان دیگر دوران‌های ائمه اطهار(ع)، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یك از امامان وجود نداشت و این امر به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.
 
دوران آن حضرت، عصر جنبش فرهنگی، فكری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا(ص) دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج شوند، به ویژه كه قانون منع حدیث و فشار حكام اموی باعث تشدید این وضع شد. لذا خلاء بزرگی در جامعه آن روز كه تشنه هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می‌خورد.
 
امام صادق(ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، نهضت علمی و فرهنگی پدرشان را در پیش گرفتند و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آوردند و در رشته‌های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت كردند. افرادی چون هشام بن حكم، مفضل بن عمر كوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و ... از شاگردان ایشانند. در منابع اسلامی تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته‌اند.
 
همچنین در حوزه فقه و احكام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی كه شاهراه‌های جدیدی در این بستر گشوده شدند كه تاكنون نیز به راه خود ادامه داده اند. بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر شد، به صورتی كه بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه‌ها از امام صادق(ع) نقل شده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می‌شود.
 
امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان زندگی می‌كردند. ایشان ازمیان خلفای اموی با افرادی چون هشام بن عبدالملك، ولید بن یزید بن عبدالملك، یزید بن ولید بن عبدالملك، ابراهیم بن ولید بن عبدالملك، مروان بن محمد، عبدالله بن محمد مشهور به سفاح و ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی معاصر بودند. 
  او توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد و در۲۵شوال۱۴۸ هجری قمری در سن ۶۵ سالگی در مدینه به شهادت رسید. محل دفن وی در بقیع است.
|+| نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 7:23 |
 شهادت مظلومانه امام جعفر صادق (ع)را به عموم شیعیان تسلیت میگوییم
|+| نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 7:4 |
 شهادت حضرت علی (ع)تسلیت باد

حضرت امير المومنين علی (ع ) فرزند ابوطالب شيخ بنی هاشم عموی پيغمبر اکرم (ص) بود که پيغمبر اکرم او را سرپرستي نموده و در خانه خود جاي داده و بزرگ كرده بود و پس از بعثت نيز تا زنده بود ازآن حضرت حمايت كرد و شر كفار عرب و خاصه قريش را از وي دفع نمود .

علي ع بنا به نقل مشهور ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال بر اثر قحطي كه در مكه و حوالي آن روي دا د بنا به در خواست پيغمبر اكرم ص  از خانه پدر به خانه پسرعموي خود پيغمبر اكرم  منتقل کرديد. و تحت سرپرستی و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد پس از چند سال كه پيغمبر اكرم ص به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در غار حرا وحي آسماني به وي رسيد. وقتي كه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد وما جرارا فرمودعلي ع به آن حضرت ايمان آورد. وباز درمجلسي كه پيغمبرا كرم ص خويشاوندان نزديك خود را جمع كرده و بدين خدا دعوت نمود فرمود نخستين كسي از شما كه دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصي و وزير من خواهد بود.تنها كسيكه از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي ع بود و پيغمبر اكرم ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود. از اين روي علي ع نخستين كسي است كه به اسلام ايمان آورد و نخستين كسي است كه هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد

علي ع پيوسته ملازم پيغمبر اكرم ص بود تا آن حضرت از مكه به مدينه هجرت نمود و در شب هجرت نيز كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند علي ع در بستر پيغمبر اكرم ص خوابيد و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اكرم ص بود و آن حضرت در هيچ زمان علي ع را كنار نزد و يگانه دختر محبوبه خود فاطمه را به عقدآن حضرت درآورد. و در موقعي كه ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد. علي ع درتمام  جنگهاپي كه پيغمبر اكرم ص شركت داشتند حاضر شد جز جنگ تبوك كه آنحضرت اورا درمدينه به جاي خود قرارداده بودودر هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت
.و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري با پيغمبر اكرم ص مخالفت نكرد چنانكه آن حضرت فرمود هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شوند.علي ع روز رحلت پيغمبر اكرم سي و سه سال داشت و با اينكه در همه فضايل ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بودبه بها نه اينكه وي جوان است و مردم بواسطه  خونهايي كه در جنگهابه همراه پيغمبر اكرم ص ريخته با وي دشمننداز خلافت  كنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شئون عمومي بكلي قطع شد وی  نيز به تربيت افراد پرداخت وبيست وپنجسال كه زمان خلا فت سه خليفه پس ازرحلت پيغمبر اكرم ص بودبدين ترتيب گذرانيد و پس از كشته شدن خليفه سوم مردم با آن .حضرت بيعت نموده و به خلافتش برگزيدند

آن حضرت در خلافت خود كه چهار سال و نه ماه تقريبا طول كشيد سيرت پيغمبر اكرم ص را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات بضرر برخي از سود جويان تمام مي شد و از اين روي عده اي از صحابه كه پيشاپيش آنها ام المومنين عايشــه و طلحــه و زيبــر ومعاويــه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برداشتـه و بناي شورش وآشوبگري گذاشتند .

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه , جنگي با ام المومنين عايشه و طلحه و زيبر در نزديكي بصره كه به جنگ جمل معروف است و جنگي ديگر با معاويه در مرزعراق و شام كه به جنگ صفين معروف است و يكسال و نيم ادامه يافت و جنگي  با خوارج در نهروان كه به جنگ نهروان معروف است  كرده و به اين ترتيب بيشتر مساعي آن حضرت در ايام خلافت خود صرف رفع اختلافات داخلي شد و پس از مدتي صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد كوفه در سر نماز .بدست يكي از خوارج ضربتي خورده و در شب بيست و يكم ماه شهيد شدند .


اميرالمومنين علي ع به شهادت تاريخ و اعتراف دوست و دشمن در كمالات انساني نقيصه اي نداشته و در فضايل اسلامي نمونه كاملي ا ز تربيت پيغمبر اكرم ص .بود .بحثهايي كه در اطراف شخصيت او شده و كتابهايي كه در اين باره شيعه و سني و ساير مطلعين و كنجكاوان نوشته اند درباره هيچيك از شخصيت هاي تاريخ اتفاق نيفتاده است

علي ع در علم و دانش داناترين ياران پيغمبر اكرم ص و سايرمسلمانان بود  و نخستين كسي است در اسلام كه در بيانات علمي خود در استدلال و برهان را باز كرد و در معارف الهيه بحث فلسفي نمود و در باطن قرآن سخن گفت و براي نگهداري لفظ قرآن دستورزبان عربي را وضع فرمودوتواناترين عرب بود در سخنراني. علي ع كه در زمان پيغمبر اكرم ص و پس ازآن در همه جنگها شركت كرد.

در شجاعت ضرب المثل بود هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با اينكه بارها ضمن حوادثي مانند جنگها ي احد وحنين و خيبر و خندق ياران پيغمبر اكرم ص و لشكريان اسلام لرزيدند و يا پراكنده شده فرار نمودند وي هرگز پشت به دشمن نكرد و هرگز نشد كه كسي از مردان جنگي دشمن با وي درآويزد و جان به سلامت برد و در عين حال با كمال توانايي, ناتوانان را نمي شكست و فراريان را .دنبال نمي كرد و شبيخون نمي زد و آب بروي دشمن نمي بست .

حضرت علي ع در سال 40 هجري در ماه مبارك رمضان در شب نوزدهم ضربت خوردند .و در شب بيست و يكم به شهادت رسيدند

.حضرت علي ع با همه وجود و خالصانه از حريم دين خدا حمايت كرد لحظه اي در آسايش نبود مخصوصا در ايام پر مخاطره حكومت عدل گسترش كه نظير  آن وجود نداشته است.

 پيامبر اكرم ص حضرت علي  و خودشان را از يك شجره مي دانستند و مي فرمودند : .من و علي پدر اين امت هستيم من شهر علم هستم و علي درب آن 

 


وصيت امير مومنان علي ع


طبري در تاريخ و ابوالفر اصفهاني در مقاتل الطالبيين وصيت نامه امير مومنان ع را ذكر كرده اند. اين وصيت نامه چنين است .
بسم الله الرحمن الرحيم
اين وصيت نامه علي بن ابيطالب است. گواهي مي دهد كه معبودي جز خداي بي شريك نيست و محمد بنده و پيامبر اوست كه وي را با هدايت و آيين حق فرستاد كه بر همه دينها چيرگي دهد اگرچه مشركان آن را ناخوش دارند. نماز و عبادت و زندگي و مرگ من براي خداي بي شريك و پروردگار جهانيان است. چنين مامور شده ام و من از مسلمانانم. شما دو تن حسن و حسين ع را به تقواي الهي سفارش مي كنم. درجست و جوي دنيا نباشيد اگر چه دنيا در جست و جوي شما باشد و بر چيزي از دنيا كه از دست شما مي رود دريغ مخوريد. جز حق مگوييد و براي پاداش كار كنيد براي آخرت كار كنيد. دشمن ستمگر و ياور مظلوم و ستمديده باشيد. شما دو تن و همه فرزندان و خانواده ام و هركس را كه اين وصيت نامه من به دست او مي رسد به تقواي الهي و رعايت نظم در كارها و اصلاح ميان خودتان سفارش مي كنم. زيرا از رسول خدا ص شنيدم كه مي فرمود اصلاح ميان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمني مكنيد كه باعث زوال دين است و نيرويي نيست مگر به استعانت خدا. به خويشاوندان خود بنگريد. پس با آنها رفت و آمد. كنيد كه خداوند محاسبه را بر شما سبك مي كند .خدا را ا در مورد يتيمان رعايت كنيد. گرسنه شان نگه نداريد تا در محضر شما در  خواري نيفتند. زيرا از رسول خدا ص شنيدم كه مي فرمود هركس يتيمي را سرپرستي كند تا بي نياز شود .
خداوند بهشت را براي او واجب مي گرداند. و اگر كسي مال يتيمي را بخورد جهنم را بر او واجب
مي كند. خدا را خدا را در مورد قرآن منظور داريد تا مبادا ديگران در عمل بدان از شما پيشي گيرند خدا رادر مورد همسايگانتان پيش نطر آوريد كه سفارش شدگان پيامبرتان هستند. خدا را خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور داريد. پس تا زماني كه باقي هستيد نبايد از وجود شما خالي باشد كه اگر متروك شود نتوانيد همتايي براي آن قرار دهيد و كوچك ترين چيز براي كسي كه از آن بازگردد   آمرزش تمام گناهاني است كه پيش از آن مرتكب شده بود. خدا را خدا را درباره نماز رعايت كنيد كه آن بهترين كردارها و ستون دين شماست. خدا را خدا را درباره زكات پيش چشم آوريد كه آن خشم .پروردگارتان را فرو مي نشاند. خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهايتان منظور داريد .
جز اين نيست كه دو تن در راه خدا جهاد مي كنند, پيشواي هدايت كننده و كسي كه مطيع او و پيرو هدايت اوست. خدا را خدا را درباره ذريه پيامبرتان ص رعايت كنيد و مبادا پيش روي شما به آنان ستم كنند. خدا را خدا را در مورد ياران پيامبرتان ص منظور داريد كساني كه بدعتي از آنان سر نزده و بدعتگذاري را پناه نداده اند. زيرا رسول خداي به آنان سفارش كرده و بدعتگذاران آنان و پناه دهندگان به آنان را لعنت فرموده است. خدا را خدا را در مورد مستمندان و مسكينان پيش چشم .آوريد. پس آنان را در زندگي خود سهيم كنيد .
سپس فرمود نماز. نماز. در راه خدا از سرزنش سرزنشگران بيم مداريد خداوند شما را از شر كساني كه بر ضد شمايند كفايت كند. با مردم به نيكويي سخن بگوييد چنان كه خداوند شما را بدان فرموده است و امر به معروف و نهي از منكر را كنار مگذاريد كه در اين صورت خداوند بدان شما را بر شما حاكم كند. آن گاه دعا مي كنيد ولي به استجابت نمي رسد. بر شما باد دوستي و بخشندگي و از جدايي و دشمني و پراكندگي بر حذر باشيد. در كار نيك و پرهيزگاري .يار همديگر باشيد و بر گناه و ستم همدلي مكنيد. پرواي خدا پيشه كنيد كه خدا سخت مجازات است.

خداوند دودمان شما را حفظ كند و پيغمبر را در ميان شما بر جاي دارد و شما را به خدا مي سپارم كه  بهترين نگهدارنده است و سلام و رحمت و بركات الهي را بر شما مي خوانم .

تاليفات اميرالمومنين ع
 
.ـ جمع القرآن و تاويله يا جمع آوري آيات قرآن براساس ترتيب نزول
ـ كتابي كه آن حضرت در آن شصت نوع از انواع علوم قرآني را جمع كرده و براي هر نوع از آنها
.مثالي زده است
.ـ الجامعه
.ـ الحفر
.ـ صحيفه الفرائض
.ـ كتابي درباره زكات چارپايان
.ـ كتابي در ابواب فقه
.ـ كتابي ديگر در ابواب فقه
.ـ نامه آن حضرت به مالك اشتر
.ـ وصيت وي به محمد حنفيه
ـ دعاها و مناجاتي كه از آن حضرت به جا مانده است و برخي از دانشمندان آنها را جمع كرده و .بدان صحيفه علويه گفته اند .
ـ مسند آن حضرت كه توسط نسايي جمع آوري شده است. اين كتاب حاوي احاديث و رواياتي .است كه از آن حضرت نقل شده است .
ـ جنه الاسماء در كشف الظنون در اين باره آمده است جنه الاسماء نوشته امام علي بن ابيطالب است .كه امام محمد غزالي متوفا در 505 ه بر آن شرحي نوشته است .
 

كتابهايي كه سخنان آن حضرت را گرد آورده اند
.ـ نهج البلاغه كه توسط شريف رضي جمع آوري شده و تا كنون چندين بار به چاپ رسيده است
ـ مافات نهج البلاغه من كلامه سخنان آن حضرت كه در نهج البلاغه نيامده است جمع آوري شده توسط
.فاضل معاصرشيخ هادي بن شيخ عباس بن شيخ جعفر فقيه نجفي اين كتاب به چاپ رسيده است
.ـ مائه كلمه جمع آوري شده توسط جاحظ مطبوع
ـ غرر الحكم و دررالكلم گردآوري شده توسط عبدالواحد بن محمد بن عبدالواحد آمدي تميمي. وي اين سخنان را از كلمات كوتاه آن حضرت جمع آوري كرده و به نهج البلاغه نزديك است. انگيزه آمدي در تاليف اين كتاب كاري بود كه جاحظ در تاليف مائه الكلمه به انجام رسانده بود .مطبوع
.ـ دستور معالم الحكم مطبوع
.ـ نثراللالي جمع آوري شده به وسيله ابوعلي فضل بن حسن طبرسي مولف مجمع البيان مطبوع
ـ مطلوب كل طالب من كلام علي بن ابيطالب جمع آوري شده توسط ابواسحاق و طواط انصاري. در
اين كتاب صد سخن حكمت آميز منسوب به آن حضرت نقل شده است. اين كتاب در لايپزيك و بولاق
.به طبع رسيده و به فارسي و آلماني برگردانده شده است
.ـ قلائد الحكم و فرائد الكلم گردآوري شده توسط قاضي ابو يوسف يعقوب بن سليمان اسفرايني
.ـ معميات علي ع
.ـ امثال الامام علي بن ابيطالب طبع جوائب كه بر پايه حروف الفبا ترتيب يافته است
.ـ سخنان علي ع كه شيخ مفيد در كتاب ارشاد خود نقل كرده است
.ـ سخنان و نامه هاي آن حضرت كه نصر بن مزاحم در كتاب صفين خود نقل كرده است
.ـ سخنان علي ع كه در كتاب جواهر المطالب آورده شده است و كتابهاي ديگري غير از آنچه نام برديم

|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 14:20 |
 تولد امام حسین (ع)و حضرت ابوالفضل (ع)و امام سجاد (ع) را به عموم شیعیان تبریک وتهنیت می گوییم
 امام حسين(ع)" دومين فرزند اميرمؤمنان "علي ابن ابيطالب(ع)" و "فاطمه زهرا(س)"، و محبوب پيامبراكرم(ص) بود.
بر اساس احاديث و روايات متعدد، تولد "امام حسين(ع)" و شهادت مظلومانه اش به دست دشمنان اسلام، پيش از تولد آن حضرت، از سوي "جبرئيل امين(ع)" و پيامبر عظيم الشأن(ص) پيش گويي شده بود، از جمله آن ها، حديث ذيل است:
"امام صادق(ع)" فرمود: "جبرئيل امين(ع)" بر رسول خدا(ص) فرود آمد و عرض كرد: اي محمد، به راستي خداي سبحان تو را بشارت داد به مولودي از دخترت "فاطمه زهرا(س)"، وليكن امتت وي را پس از تو خواهند كشت. پيامبر(ص) فرمود: اي جبرئيل، سلامم را به پروردگار برسان و بگو مرا به مولودي كه امتم، پس از من وي را ميكشند، نيازي نيست. "جبرئيل امين(ع)" به سوي آسمان عروج كرد و سپس بازگشت و همان پيام را تكرار كرد. پيامبراكرم(ص) نيز گفتار پيشين خود را تكرار كرد و از پذيرش مولودي كه مسلمانان وي را مي كشند امتناع نمود. "جبرئيل(ع)" براي بار سوم فرود آمد و گفت: اي محمد، پروردگار سبحان سلامت ميرساند و تو را به اين امر مهم بشارت مي دهد كه امامت و ولايت را در نسل تو قرار داده است. پيامبر(ص) با دريافت اين پيام شادمان شد و گفت: پذيرفتم و به آن خرسندم. آنگاه پيامبر(ص) اين پيام مهم الهي را به اطلاع دخترش حضرت "فاطمه زهرا(س)" رسانيد و "فاطمه(س)" در نهايت ادب، پاسخ داد: پدرجان! مرا به فرزندي كه امتت او را ميكشند، نيازي نيست. پيامبر(ص) بشارت خداوند منان را به "فاطمه زهرا(س)" ابلاغ كرد و گفت: دخترم "فاطمه"، همانا خداوند سبحان امر مهم امامت و ولايت و وصايت را در ذريه من، از همين مولود، قرار داده است. "فاطمه(س)" با شنيدن اين بشارت الهي و تضمين غيرقابل خدشه پروردگار، به پدر ارجمندش گفت: پدرجان! من نيز به تولد اين مولود خجسته خرسندم.(1)
بنابراين، "پيامبراكرم(ص)" و دخترش "فاطمه زهرا(س)" و دامادش "علي مرتضي(ع)" و "جبرئيل امين(ع)" و فرشتگان الهي، همگي منتظر مولود مبارك آثار بوده و براي ديدنش لحظه شماري مي كردند، و سرانجام، انتظار به پايان رسيد و در روزي مبارك از ايام مبارك شعبان، از دامن پاكيزه "فاطمه زهرا(س)"، نور جهان آراي "امام حسين(ع)" آشكار گرديد و اين نوزاد گران مقام، پا به هستي و حيات دنيوي گذاشت و شادماني فرشتگان و آدميان را فراهم كرد.
از امام صادق(ع) روايت شد: هنگامي كه "امام حسين(ع)" ديده به جهان گشود، "جبرئيل امين(ع)" از سوي پروردگار متعال مأمور گرديد تا همراه هزار فرشته، جهت تهنيت و شادباش گويي به نوزاد "فاطمه زهرا(س)"، به زمين فرود آيند. داستان "فطرس" و رهايي اين فرشته الهي از عذاب و كيفر خدايي، به بركت تولد "امام حسين(ع)" در همين حديث بيان گرديده است.(2)
درباره تاريخ تولد "امام حسين(ع)" اتفاق چنداني ميان مورخان و سيره نويسان نيست، برخي روز پنجم شعبان سال چهارم هجري، برخي سوم شعبان، و برخي ديگر، روزهاي نخست شعبان، بدون تعيين روز ولادت، را زادروز آن حضرت مي دانند.(3)
ولي مشهور ميان شيعيان، بر اساس توقيع شريفي كه به دست "قاسم ابن علاء همداني"، وكيل "امام حسن عسكري(ع)" رسيد، تولد "اباعبدالله الحسين(ع)" در روز سوم شعبان بوده است.(4)
نام شريف "امام حسين(ع)" در تورات "شبير" و در انجيل "طاب" و كنيه اش "اباعبدالله" و لقب هايش "سبط"، "سبط ثاني"، "سيد"، "سيد شباب اهل الجنه"، "رشيد"، "طيب"، "وفي"، "مبارك"، "زكي" و "تابع لمرضاه الله" ميباشد.(5)
پيامبراكرم(ص) در حديثي، درباره "امام حسن(ع)" و "امام حسين(ع)" فرمود: من أحب الحسن و الحسين أحببته، و من أحببته أحبه الله، و من أحبه الله أدخله الجنه، و من أبغضهما ابغضته، من أبغضته أبغضه الله، من أبغضه الله أدخله النار.(6)
|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 18:22 |
 عید مبعث برهمه مسلمانان مبارک باد
(باسلام و دعاي خير) (روز مبعث) بر اساس باورهای اسلامی، روزی است که حضرت محمدمصطفي ، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزيده شد . در تقویم هجری قمری، ۲۷ رجب روز مبعث است.

بر اساس باورهای مسلمانان، محمد مصطفی در روز (27 رجب) سال ۴۰ عام الفیل، همزمان با سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام هجرت، در غار حرا، توسط (جبرئیل) و از جانب خداوند به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که شرک و بت پرستی رااز زمین بردارد و خدا پرستی را رواج دهد. محمد(ص) در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می کرد.

اعمال مبعث : در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده است. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است. منبع :

  • فرهنگنامه معین ج ۴
  • مفاتیح الجنان
|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت 12:11 |
 ولادت وحسب و نسب امیرالمومنین(ع)

ولادت و حسب و نسب

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقه‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)

و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد:

و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4)

يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود.

يا رب هذا الغسق الدجى‏ 
و القمر المبتلج المضى‏ء 
بين لنا من حكمك المقضى‏ 
ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

هاتفى ندا كرد:

خصصتما بالولد الزكى‏ 
و الطاهر المنتجب الرضى‏ 
فاسمه من شامخ على‏ 
على اشتق من العلى (6)

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

يا اهل بيت المصطفى النبى‏ 
خصصتم بالولد الزكى‏ 
ان اسمه من شامخ العلى‏ 
على اشتق من العلى (7)

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: 
انا الذى سمتنى امى حيدرة 
ضرغام اجام و ليث قسورة (8)

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9)

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت:

و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏ 
لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل

يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10)

اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد:

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏ 
و لقد صدقت و كنت قبل امينا 
و ذكرت دينا لا محالة انه‏ 
من خير اديان البرية دينا (11)

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا 
نبيا كموسى خط فى اول الكتب (12)

شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13)

يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .

بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سروده‏اند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد.

ولدته فى حرم الاله امه‏ 
و البيت حيث فنائه و المسجد 
بيضاء طاهرة الثياب كريمة 
طابت و طاب وليدها و المولد 
فى ليلة غابت نحوس نجومها 
و بدت مع القمر المنير الاسعد 
ما لف فى خرق القوابل مثله‏ 
الا ابن امنة النبى محمد (14)

مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود.

در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود .

قابله‏هاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشاينده‏اند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.

پى‏نوشتها:

(1) حبشى‏هاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت.

(2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر.

(3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19

(4) فصول المهمه ص .14

(5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم.

(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

(7) ينابيع المودة باب 56 ص 255ـكفاية الطالب ص .406

(8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشه‏ام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

(9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14

(10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139

(11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است.

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(13) ينابيع المودة باب 52 ص .152

(14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81

|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 11:4 |
 سلام بر مولود کعبه
میلاد مولود کعبه امیر المومنین(ع)  مبارک باد.

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ساعت 11:53 |
 شهادت مظلومانه حضرت زهرا (س) را به عموم شیعیان تسلیت می گوییم

شهادت مظلومانه حضرت زهرا (س) را به عموم شیعیان تسلیت می گوییم

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 8:43 |
 نوروز از نگاهی دیگر
شخصي به نام معلى بن خنيس مي گويد: در روز نوروز بر امام صادق ( ع) وارد شدم، ايشان فرمودند که آيا اين روز را مى‏شناسى؟
عرض کردم: فدايت گردم اين روز، روزى است که غير عربها (ايرانيان) آن را گرامى داشته و به يکديگر هديه مى‏دهند.
امام صادق،( ع)فرمودند: قسم به خانه عتيقى که در مکه هست، اين (تعظيم و هديه دادن) ريشه طولانى و قديمى دارد و براى تو آن را توضيح مى‏دهم تا از آن مطلع شوى. 
گفتم: اى آقاى من چنانچه اين مطلب را از تو بياموزم براى من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است.
حضرت ( ع)فرمود:
- اى معلى! نوروز، روزى است که خداوند در آن از بندگان خويش ميثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدى ايمان بياورند.
- نوروز اولين روزى است که خورشيد در آن طلوع کرد و باد در آن وزيدن گرفت و در آن روز درخشندگى زمين خلق شد.
- نوروز روزى است که کشتى نوح بر کوه جودى کناره گرفت.
- نوروز روزى است که افرادى که از خانه‏هاى خود خارج شده و به آزمايش الهى از دنيا رفتند، مجدداً به دنيا بازگشتند.
- در اين نوروز است که جبرئيل بر پيامبر اکرم، (ص)، نازل شد
- و درست در همين روز است که پيامبر( ص)، حضرت على را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاى قريش را از بيت الحرام پايين کشيد و آنها را درهم شکست.
- نوروز روزى است که پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مؤمنان با حضرت على( ع)بيعت کنند
- و در همين نوروز بود که پيامبر، (ص) و على( ع)را به سوى جنيان فرستاد براى او از آنان بيعت بگيرد.
- نوروز روزى است که براى حضرت على( ع) بيعت مجدّد گرفته شد
- و نوروز روزى است که حضرت على( ع)، بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را کشت
- و نوروز روزى است که قائم ما در آن روز ظاهر مى‏گردد
- و بالاخره نوروز روزى است که قائم ما در اين روز بر دجّال پيروز مى‏شود و او را بر زباله‏دان کوفه آويزان مى‏کند
-و هيچ نوروزى نيست مگر آنکه ما در آن روز توقّع ظهور حضرت حجت، (عج) را داريم چرا که اين روز، از روزهاى ما و شيعيان ما است که عجم (ايرانيان) آنرا گرامى دشته ولى شما آنرا ضايع نموديد ...

به هر حال، نبايد فراموش کنيم که علي(ع) مي فرمايد: «هر روزي که در آن، نافرماني خدا نشود، عيد است.» پس بايد در عيد نوروز به کارهايي مشغول شويم که ما را به خدا نزديک کند و او را از ما خشنود سازد و از انجام کارهاي خرافي و ارج نهادن به سنّتهاي نادرست و نامعقول خويشتن‏داري کنيم.
عبادت خداوند و قرائت قرآن و پاکي و نظافت خانه و نيز لباس نو بر تن کردن - نه تحمّل گرايي و فخر فروشي کردن - و همچنين روزه داشتن و به ديدار دوستان و خويشان رفتن، بسيار پسنديده و ارزشمند است. ولي اعتقاد به ناميموني روز سيزدهم فروردين و واجب بودن سفره هفت سين و برگزاري مراسم چهارشنبه سوري، چون علّت عقلاني و شرعي ندارد،محکوم ومطرود است.

 

|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه هفتم فروردین 1388 ساعت 15:15 |
 عاچزترین مردم
 امام حسین علیه السلام

 

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء

 

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند


 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه چهارم فروردین 1388 ساعت 14:39 |
 در خالص بودن شیعیان

امام حسین علیه السلام

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ


بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 17:28 |
 در الفت با یکدیگر
 
امام رضاعلیه السلام

 تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا


به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 17:22 |
 
امام كاظم عليه‏السلام
لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِبْ نفسَهُ في كُلِّ يَومٍ
از ما نيست، آن كه خود را در هر روز حساب كشى نكند.
في كُلِّ يَومٍ
|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 10:55 |
 در نکوهش ناسزا
پيامبر  صلى‏الله‏ علیه و اله
لا تَسُبُّوا الناسَ فَتَكتَسِبُوا العَداوةَ بَينَهُم
به مردم ناسزا نگوييد كه ميان آنها دشمن پيدا مى‏كنيد. 
|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه شانزدهم اسفند 1387 ساعت 20:26 |
 حدیث در فضیلت دعا
امام على عليه‏السلام
أحَبُّ الأعمالِ إلى اللّه‏ِعَزَّوجلَّ فِي الأرضِ الدُّعاءُ
پسنديده‏ترين عمل نزد خدا در زمين، دعاست.
الكافي : ج 2 ، ص 467 ، ح 8 (ميزان الحكمة : ج 2 ، ص 868)
ت.
|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 19:46 |